جمال زاده

 

 گوناگون

 

ایرج میرزا

صفحه اول
بازگشت به صفحه جوک

 


wait for a persian/farsi joke  

شنیدم در زمان خسرو پرویز-

گرفتند آدمی را توی تبریز-

به جرم نقض قانون اساسی-

و بعض گفتمان های سیاسی-

ولی آن مرد دور اندیش، از پیش-

قراری را نهاده با زن خویش-

که از زندان اگر آمد زمانی-

به نام من پیامی یا نشانی-

اگر خودکار آبی بود متنش-

بدان باشد درست و بی غل و غش-

اگر با رنگ قرمز بود خودکار-

بدان باشد تمام از روی اجبار-

تمامش از فشار بازجویی ست-

سراپایش دروغ و یاوه گویی ست-


گذشت و روزی آمد نامه از مرد-

گرفت آن نامه را بانوی پر درد-

گشود و دید با هالو مآبی-

نوشته شوهرش با خط آبی:

عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟

بگو بی بنده احوالت چطور است؟

اگر از ما بپرسی، خوب بشنو-

ملالی نیست غیر از دوری تو-

من این جا راحتم، کیفور کیفور-

بساط عیش و عشرت جور وا جور-

در این جا سینما و باشگاه است-

غذا، آجیل، میوه رو به راه است-

کتک با چوب یا شلاق و باطوم-

تماما شایعاتی هست موهوم-

هر آن کس گوید این جا چوب دار است-

بدان این هم دروغی شاخدار است-

در این جا استرس جایی ندارد-

درفش و داغ معنایی ندارد-

کجا تفتیش های اعتقادی ست؟

کجا سلول های انفرادی ست؟

همه این جا رفیق و دوست هستیم-

چو گردو داخل یک پوست هستیم-

در این جا بازجو اصلن نداریم-

شکنجه ، اعتراف، عمرن نداریم-

به جای آن اتاق فکر داریم-

روش های بدیع و بکر داریم-

عزیزم، حال من خوب است این جا-

گذشت عمر، مطلوب است این جا-

کسی را هیچ کاری با کسی نیست-

نشانی از غم و دلواپسی نیست-

همه چیزش تمامن بیست این جا-

فقط خود کار قرمز نیست این جا-


سید محمد رضا