دختر جوانی رفت پیش دکتر و گفت: آقاي دكتر من سرم درد ميكنه. دكتر هم که پزشک نابکار و هوسبازی بود  دستور میدهد  لخت شود و  شروع میکند به ماساژدادن سینه های او. دخترک میگوید: آقاي دكتر، من سرم درد ميكنه، چرا سينمو گرفتین؟! دكتر با عصبانیت ساختگی جواب میدهد: خانم شما كه از علم پزشكي چيزي نميدونید، خواهش ميكنم مداخله نكنيد!

 بعد از مدتی ماساژ را به پایین تنه دختر منتقل میکند. دخترک که دیگر خیلی تحریک شده بود به ظاهر اعتراض ميكند كه بابا سردرد چه ربطي به اينجاي آدم داره؟! دكتر جواب ميدهد كه شما از علم پزشكي چيزي نميدونيد، من دارم فرج درمانی ميكنم که از آخرین روش های علمی است!  سپس  قسمت مردانگی اش را  هم بکار میاندازد و درمان را به نحو اکمل ادامه میدهد !! اواسط كار، دخترک ميگوید: ببخشيد آقاي دكتر، ميشه اون درو ببنديد؟ دكتر میگوید: برای چي؟

  آخه مردم توی راهرو هم چيزي از علم پزشكي نميدونن، خداي نكرده فكر ميكنن شما داريد به من تجاوز ميكنيد