مـــرد ی کود کی را د ید  که میگر یست و هر چند  ما د رش  او را نوازش میکرد خاموش نمی شد ـ گفت ـــ خاموش شو,  نه ماد رت را به کار گیرم ـ

 ما د ر گفت ـــ این طفل تا آنچه گــوئی نبیند به راست نشمارد و باور نکند ـ