پسر جوانی که زیاد کتاب میخواند از برادر بزرگترش میپرسد: داداشي، بالقوه و بالفعل يعني چي؟

او میگوید: ببين واسه اينكه خوب معنيشو بفهمي، برو از مامان بپرس اگه بهش يك ميليون دلار بدن، حاضره با يك مرد غريبه بخوابه؟  پسرک ميرود ميپرسد، و برميگردد ميگوید: ماماني ميگه واسه يك ميليون آره!   برادر بزرگتر میگوید: آفرين، حالا برو از آبجي زهره بپرس، ببين اون حاضره؟   پسرک باز ميرود ميپرسد، برميگردد ميگوید: آره... ميگه از خدا هم ميخوام! حالا اينها چه ربطي دارن؟

برادر بزرگتر ميگوید: ببين، بالقوه قضيه اينه كه ما الان تو خونمون دو ميليون دلار پول داريم... ولي بالفعلش اينه كه من و تو هردومون مفلسیم، فقط خواهر و مادر هرزه ای داریم