![]() پسرک چهار
ساله از مادرش پرسید: مامان، پسر خاله حمید چطور به دنیا آمده؟ مادرش گفت یک لک لک او را آورد و به خاله ات داد. پسرک پرسید پسر دایی، محسن چی؟ مادرش گفت او را هم لک لک آورده. خلاصه تمام بچه های فامیل را نام برد و جواب همان بود که همه را لک لک تحویل داده. عاقبت پسر حوصله اش سر رفت و گفت عجب فامیل بیعرضه و بی بخاری داریم حتی یک نفر نیست که با زنش بخوابد و بچه درست کند
|