آزمایش شنوایی
پیرمردی که نگران شنوایی همسرش
بود به دکتر رجوع کرد. گفت من باید چند بار هر حرفی را
تکرار کنم و آخر سرهم بروم از نزدیک بگویم تا جواب
بگیرم. دکتر گفت تو باید دقیقتر بگویی تا
داروی مناسب بدهم. این دفعه اول از فاصله ٥ متری بگو و بعدا از
٣ متری و ٢ و ١ و دقیقا تعیین کن از چه فاصله میشنود
مردک آمد به خانه و از دم در
گفت " نهار چی داریم؟ " جوابی نشنید
رفت جلوتر و باز گفت
" نهار چی داریم؟ " جوابی نشنید
جلوتر و جلوتر و جلوتر رفت و سوالش را
هی تکرار کرد تا آخر سر زنش سربه گوش او گذاشت و
داد زد
برای بار پنجم میگم،
کوکو سبزی !
