مردی که از بطالت روزگار حوصله اش سر رفته بود میگفت  خوشا به سعادت جارو برقی

 ایکاش منهم یک جارو برقی بودم

دوستش گفت این مزخرف چیه  تو میگی؟

گفت تو نمیفهمی، جارو برقی زندگی پرهیجانی دارد

خانمها هرروز  شیلنگش را  دستمالی میکنند، کیسه اش را  خالی میکُنند، و گاهی گداری هم آنرا  به  زن همسایه قرض میدهند،  چی از این بهتر؟