شخصی بر سر مستراح نشسته بود و مدتی بود که زورمیزد، ناگاه تلفن موبایل او زنگ زد، فکر کرد بی ادبی است در آن حال صحبت کند
گوشی را جلو آورد و چند بار گفت
اهه اهه اهه