مردى ميخواست خانمش
را طلاق بدهد و به
دادكاه رجوع كرد, قاضى از مرد يرسيد جرا ميخواهى
خانمت را طلاق بدهى؟ مرد دو كف دستهاش رابهم نزديك كرد و كفت كه
مال خانمم اينقدره؛ قاضى هم به مرد كفت كه بعد از دو هفته به او
رجوع كند.
مرد دو هفته بعد
به دادكاه رجوع كرد ولى قاضى از ديدن او سرباز زد؛ اخر كار از قاضى
يرسيدند جرا نميخواهى او را ببينى؟ قاضى ياسخ داد كه از روزى
كه به او كفته مال خانمش انقدره هر وقت بنده ميرم نماز و كذللك الله
ميخونم
يادم مياد به مال خانم ايشون و نمازم باطل ميشه؛؛