میهمان نابکار

شخصي مهماني را در طبقه  زير خانه خوابانيد. نيمه شب صداي خندة وي را در بالا
خانه شنيد. پرسيد كه در آنجا چه ميكني؟ گفت: در خواب غلطيده ام. گفت
مردم از بالا به پائين غلطند تو از پائين به بالا غلطي؟

گفت: من نيز به همين مي خندم