حکایت

شخصی زنی بخواست ـ شب اول خلوت کردند ـ مگر شوهر به حاجتی بیرون رفت چون باز آمد عروس را دید که با سوزن گوش خود را سوراخ می کند ـ  خواست با او جمع شود  بکر نبود أ گفت ـــ خاتون این سوراخ که در خانه پدرت بایست کرد اینجا می کنی و آنچه اینجا می باید کرد در خانه پدر کرده ای ـ