حکایت
مولانا قطب الدين شيرازي را عارضه اي روي نمود. مسهلي بخورد. مولانا
شمس الدين عميدي به عيادت او رفت. گفت: شنيدم كه ديروز مسهل
خورده بودي. از دي باز به دعا مشغول بودم.

گفت: آري از دي باز از شما  دعا بود و از ما اجابت