زن کثیر الشوهر
زني كه سر دو شوهر خورده بود شوهر سيمش در مرض موت بود. بر او گريه ميكرد و مي گفت: اي خواجه به كجا مي روي و مرا به كه مي سپاري؟ گفت: به ديوث چهارمين