پرویز بچه شیطان و ناشکری بود و  همیشه شکایت داشت

روزی باز از مادرش پرسید، مامان امروز غذا چی داریم؟

مادرش که عصبانی شده بود گفت زهر مار

پرویز گفت آخیش، بالاخره  از شر املت راحت شدیم

فرستنده:   پیمان - اتریش